نمونه های موفق: قدر سرمایه هایتان را بدانید

۲۲ آذر ۱۳۹۴ عماد ساعدی

blog-temp

کاربر artgulf که چندی پیش با کافرمای یکی از پروژه هایش صحبت کردیم، قبلاً شغلی در زمینه برنامه نویسی و طراحی نرم افزار داشت. اما حالا چندی است که به طور جدی وارد کار طراحی شده و تمرکزش را روی کار گرافیک گذاشته است. او در رشته کامپیوتر تحصیل کرده، اما از کودکی هنر کار می کرده است. چون خانواده اش هنرمند بودند، پشتوانه هنری در زمینه گرافیک دارد. او در حال حاضر یک فریلنسر است و پونیشا نقش مهمی در زندگی و کار او دارد.

فریلنسینگ چه تأثیراتی روی زندگی شما داشته است؟

قبلاً شغل ثابت داشتم و پونیشا هم بوده، الان فعلاً فقط پونیشا است و البته از بیرون هم پروژه می گیرم. فریلنسینگ هم تأثیرات مثبت دارد و هم منفی. مثلاً اگر کار خارج از برنامه مثل باشگاه یا مسافرت رفتن داشته باشید یا در ساعت کاری تغییر بدهید، فریلنسینگ این مزیت را دارد که ساعات کاری اش انعطاف پذیر است. به سرمایه زیادی هم نیاز ندارد و با یک کامپیوتر می توانید کار کنید.

اما گاهی اوقات ساعت کاری ما از ساعت کاری کارفرما متأثر می شود. مثلاً کارفرما شب ساعت ۱۰ به بعد در دسترس است و هماهنگی ها باید در این ساعت انجام بگیرد. مورد بعدی این که نمی توانید روی درآمد فریلنسینگ برنامه ریزی مشخصی داشته باشید.

یعنی نمی توانید روی فریلنسینگ به عنوان یک کار اصلی حساب کنید؟

من مقداری از این کار می ترسم. چون در پونیشا گاهی اوقات موج کاربران جدید می آید؛ مثلاً ۱۰ نفر می آیند و فضا از این افراد تأثیر می گیرد و ممکن است تا دو هفته پروژه گیر من نیاید. یعنی معیارها غیرقابل تشخیص می شوند.

در مهارت هایتان هم برنامه نویسی را نوشته اید و هم گرافیک را. فکر می کنید تقاضا برای کدام بیشتر است؟

طبیعتاً گرافیک و به خصوص طراحی لوگو. اما علاقه دارم در آینده به طور جدی تر به سراغ برنامه نویسی بروم؛ تمام ابعادش که شامل وب هم می شود. مهندسی نرم افزاری که من خواندم فقط در حد یک مدرک نیست و واقعاً قوی بودم. اما چند سالی است که از آن دور مانده ام و در حال تجدید قوا هستم تا با قدرت دوباره وارد شوم.

در پروژه طراحی آرم و لوگو، توضیحات نوشته بود که زیبا، ساده و مفهومی. خواسته کارفرما به طور دقیق تر چه بود؟

علاوه بر این موارد، کارفرما می خواست که لوگو خاص باشد. همچنین طراحی اولیه درخواست کرد و من هم یک طرح اولیه با دست کشیدم و فرستادم. در کل پروژه خوب پیش رفت اما به خاطر مشغله کارفرما، پروژه کمی با تأخیر به اتمام رسید.

Bfrsi_s01_1_f11N

لوگوی برون سپاری شده که artgulf آن را طراحی کرد

به نظرتان چرا با وجود قیمت های پیشنهادی کمتر، کارفرما شما را انتخاب کرد؟

خودم فکر می کنم طرح اولیه ای که کشیدم نظر کارفرما را جلب کرد. البته کمی هم سر هم قیمت چانه زدیم اما در نهایت با قیمت خوبی تمام شد.

کارفرما گفته بود یک سری آیکن هم خواسته. تکلیف آن ها چه شد؟

در اصل من همان لوگو را به صورت یک پکیج برای کاربردهای مختلف طراحی کردم؛ مثلاً تک رنگ، مخصوص وب سایت و … . سعی کردم در زمینه های مختلف هوای کارفرما را داشته باشم.

شما در بیش از ۲۲ پروژه ای که با موفقیت انجام داده اید، رضایت کارفرما را جلب کرده اید. فکر می کنید دلیلش چیست؟

فکر می کنم به خاطر تجربه ای است که در زمینه هنر دارم؛ این که از بچگی درگیر هنر بودم و هم این که خانواده هنرمند هستند. مورد دیگر این که من به مدل برد-برد اعتقاد دارم. دوست دارم هر دو طرف از کار سود می برند. یک مورد دیگر که دوست دارم فراگیر شود، این است که من سعی می کنم کارم زیبا باشد. کار گرافیکی برای دیده شدن است و اگر کاری زشت باشد، دنیای اطراف ما زشت می شود. بنابراین هر چه کار زیباتر باشد، دنیای ما زیباتر می شود.

پونیشا را چطور ارزیابی می کنید؟

نقاط قوتش بیشتر از نقاط ضعفش است. من مدت هاست که با کامپیوتر و اینترنت سر و کار دارم و رشته هم به کامپیوتر مربوط می شود. خیلی از پروژه ها را دیده ام که بعد از یکی دو سال، به قدری پروژه متروک شده که حتی آدرس سایت هم از دستشان خارج گشته و حتی هزینه نگهداری دامین را نپرداخته اند. اما پونیشا چنین پروژه ای نبود؛ همیشه در جریان بوده مثل یک رود. الان هم در حال رشد است و رابط کاربری اش نسبت به قبل خیلی بهتر شده.

از نقاط ضعف آن می توانم رودربایستی با کارفرما را نام ببرم. مدارا همیشه خوب است اما گاهی اوقات به رودربایستی تبدیل می شود. مثلاً در یکی از پروژه ها که من هم شرکت کرده بودم، کارفرما بعد از چند روز پروژه را تصحیح کرد و سطح مهارت پیمانکاران را زیر سوال برد و چون مکتوب ثبت شده بود، وجهه خوبی نداشت، هر چند بیشتر یک نوع چانه زنی بود. من در قسمت گفت و گو از خودم و سایر همکاران با لحن خوب و رعایت ادبیات مناسب دفاع کردم اما صحبت من در گفت و گو حذف شد و من هیچ گاه دلیلش را متوجه نشدم.

مورد دیگر بحث قیمت در پونیشا است. پونیشا یک محیط رقابتی است و همه سطح پیمانکاری در آن فعالیت می کند. اما بهتر است که تعرفه های کار حرفه ای بازار آزاد نیز معرفی شوند. قیمتی تحمیل نمی شود اما کارفرما از ارزش کار مطلع می شود. این کار از کلاهبرداری نیز جلوگیری می کند.

چه توصیه ای برای سایر فریلنسرها دارید؟

پونیشا مثل یک درخت است که روز به روز بزرگتر می شود. ما هم از سایه آن استفاده می کنیم و البته با خدمات مان و مبلغ کمیسیون آن را آبیاری می کنیم. گاهی اوقات آدمی وسوسه می شود پروژه ای را از راه هایی بگیرد که با قوانین پونیشا هماهنگ نیست. این کار تیشه زدن به ریشه این درخت است. به نظرم باید هوای آن را داشته باشیم. ممکن است من یک شغل ثابت پیدا کنم و چند وقت نباشم اما دوست دارم اگر مشکلی برایم پیش آمد، به پونیشا برگردم. پونیشا را به عنوان سرمایه خودمان و یک فرصت شغلی ببینیم که اگر از بین برود فرصت شغلی خودمان از بین می رود. سعی کنیم حفظش کنیم.

لینک کوتاه:

عماد دانشجوی مهندسی صنایع است و علاقه زیادی به علم، تکنولوژی و موسیقی دارد. او علاقه اش به موسیقی را با نوازندگی پیانو و آهنگسازی دنبال می کند. عماد همواره به دنبال یادگیری و کسب تجربه های جدید است و تا کنون با نشریات و وبسایت های مختلفی در حوزه فناوری و کارآفرینی همکاری داشته است.


شاید به این پست ها نیز علاقمند باشید


یک پاسخ برای “نمونه های موفق: قدر سرمایه هایتان را بدانید

  • حسین در تاریخ شهریور ۳۰, ۱۳۹۵ گفت:

    سلام
    خیلی خوب بود، اگر به جای سوال از یک فریلنسر موفق اجازه بدهید آن‌ها کمی دست به قلم بشوند، این شاید برای برخی از کابران سایت مفیدتر باشد.
    با تشکر

هزاران فریلنسر آماده کار برای شما هستند

نیاز به نیروی متخصص برای انجام پروژه خود دارید؟ پونیشا می تواند به شما کمک کند.

با روش کار آشنا شوید