skip to Main Content
۳ درس عبرت‌آموز در زمینه‌ی بازاریابی از زبان صاحبان کسب‌و‌کارهای کوچک

۳ درس عبرت‌آموز در زمینه‌ی بازاریابی از زبان صاحبان کسب‌و‌کارهای کوچک

درس‌هایی در زمینه بازاریابی

مرتکب اشتباه بزرگی شدید؟ پولتان را در زمینه‌ی بازاریابی‌ از دست داده‌اید؟ این موضوع دقیقا همان اتفاقی است که در راه‌اندازی کسب‌و‌کارهای کوچک رخ می‌دهد.
ما وقت و منابع کافی نداریم تا به همه چیز با دقت فکر کنیم. بنابراین بسیاری از کارها را به طور ذاتی انجام می‌دهیم. گاهی همه چیز خوب پیش می‌رود و گاهی نه، علی‌الخصوص اگر آن کار مربوط به بازاریابی یا مارکتینگ باشد.

اما نگران نباشید. شما تنها نیستید. من سه نفر از برندگان یک مسابقه‌ی بازاریابی به نام کمپین Spark Plug را، که توسط بانک Capital One حمایت مالی می‌شد، انتخاب کردم. از آنها درباره‌ی اشتباهات بزرگی که در امر بازاریابی مرتکب شدند، سوالاتی پرسیدم و چنین پیشنهاداتی گرفتم:

۱- به دانسته‌هایتان بچسبید و ندانسته‌ها را برونسپاری کنید.
اسکات ام.بورک، رئیس کمپانی Loop Linen Service که عرضه‌کننده‌ی پارچه‌های کتان و لباس‌های فرم است و خدمات خود را به بخش‌هایی از لوئیزیانا و می‌سی‌سی‌پی ارائه می‌کند، بر این امر واقف شد که در دنیای تخصصی‌ شده‌ی امروز، یافتن یک شریک در امر بازاریابی بسیار پراهمیت است.

این کمپانی بمدت چند سال از طریق چاپ تبلیغات از جمله کمپانی‌های موفق بشمار می‌رفت اما باید با اینترنت و دنیای مجازی همگام می‌شد. درنتیجه تلاش کرد تا چندین وب‌سایت محلی و خدماتی در زمینه‌ی بهینه‌سازی موتور جستجو راه‌اندازی کند. طبق گفته‌های بورک: “متاسفانه پول بیهوده‌ای صرف ایده‌های فروشندگانی شد که اولویت نخست آنها، میزان کمیسیون‌شان بود.”

اما بخت با وی یار بود و بورک به یک کمپانی متخصص در زمینه‌ی بازاریابی آنلاین، خاصه صنعت کمپانی خود معرفی شد.

بورک می‌گوید: “این گروه پیشینه‌ی خوبی در زمینه‌ی کسب‌و‌کار ما داشتند، با اهدافی که برای رسیدن به آنها در تلاش بودیم و چالش‌های روبرو آشنا بودند. پس از مشاهده‌ی بازگشت سرمایه از خدماتشان، ارتباط خود را با آنها گسترش دادیم که شامل تبلیغات دیجیتالی، رسانه‌های اجتماعی و دیگر پروژه‌های مربوط به نمایندگی‌ها می‌شد. ما با نمایندگی‌های مختلف در زمینه‌ی تبلیغات و بازاریابی کار کردیم و به این نتیجه رسیدم که کار کردن با کسانی که تجربه و دانش بالا در زمینه‌ی کار ما دارند، امری ضروری و حائز اهمیت است.”

بورک در یک اتوشویی کار می‌کرد و نابغه‌ی بازاریابی نبود.  بازاریابی یک تخصص است. بنابراین سعی نکنید به تنهایی در این مسیر گام بردارید، این کار اشتباه‌ محض است.

۲- رسانه‌های اجتماعی می‌توانند یک راه حل اساسی باشند.
میشل کوزلاک، مدیر و موسس کمپانی  Arts on the Horizon پی برد که به غیر از چند آگهی تبلیغاتی آنلاین، به اندازه‌ی کافی از اینترنت در زمینه‌ی بازاریابی استفاده نمی‌کند. از آنجایی که این کار شرکتِ تئاتری-هنری کوچک مرتبط با کودکان بود، هر زمان که تصمیم به برگزاری کلاس یا اردو داشت آگهی‌هایی چاپ می‌کرد و آنها را در اطراف مهدکودک‌ها و پیش دبستانی‌ها توزیع می‌کرد.

وی می‌گوید: “رانندگی تا محل‌های موردنظر برای توزیع برگه‌های تبلیغاتی بسیار وقت‌گیر بود و در نظر گرفتن تبلیغات آنلاین و چاپی با هم، هزینه‌ی زیادی بهمراه داشت. و هیچگونه ترقی در این مناطق نمی‌دیدیم.”

پس از یک دوره‌ی طاقت‌فرسا، او تصمیم گرفت تا بیشتر روی تبلیغات آنلاین کمپانی‌اش متمرکز شود.

“ما شروع به تقویت عملکرد در رسانه‌های اجتماعی علی‌الخصوص در فیسبوک و توییتر کردیم. سعی کردیم اطلاعات خود را به فهرست خدمات ارائه شده در منطقه و تعدادی از وب‌سایت‌هایی که فعالیت‌های مختص کودکان را فهرست‌بندی می‌کردند، ارسال کنیم. از مادران وبلاگ‌نویس دعوت کردیم تا حضور به عمل آورند و درباره‌ی تجربیات خود در وبلاگ‌هایشان بنویسند. ما پی بردیم که این روش نه‌ تنها بسیار کارآمد و کم‌هزینه است بلکه نتایج بهتری بهمراه دارد که از جمله می‌توان به افزایش فروش بلیط و ثبت‌نام‌های این فصل اشاره کرد.”

نادیده انگاشتن اینترنت برای کسب‌و‌کارهای کوچک می‌تواند یک اشتباه جدی باشد.

۳- موفقیت‌های بدست آمده ضامن دستاوردهای آینده نیست.
قطعا در امر بازاریابی شرایط در گذشته و آینده برابر نیست. این چیزی بود که سی‌یرا جورجیا، دارنده‌ی یکی از واگن‌های موادغذایی به نام Dolci Gelati در واشنگتن دی‌سی، به آن پی برد.

وی با داشتن یک واگن موادغذایی، تجربیات زیادی در این رویداد بازاریابی بدست آورد. اما در دوره بعد همه چیز مثل دفعه اول خوب پیش نرفت.

جورجیا می‌گوید: “اولین مسابقه خیلی خوب پیش رفت. برای مسابقه‌ی بعدی سازمان‌دهندگان پول بیشتری مطالبه کردند، محل برگزاری را تغییر دادند، تعداد واگن‌ها را سه برابر کردند و هیچ جای نشستنی در اختیار مردم نگذاشتند. من تحقیقات درستی روی محل جدید برگزاری مسابقه انجام نداده بودم و برای تغییرات جدید طرح‌ریزی نکردم، فقط به دلیل موفقیت در اولین مسابقه‌ فک می‌کردم که سرمایه‌گذاری روی آن ارزشش را دارد . من بیشتر پولم را سرمایه‌گذاری کردم و این مایه تاسف شد. ما حتی یِر به‌ یِر هم نشدیم. آن مسابقه یک شکست کامل بود و من متاسف بودم از اینکه بی‌جهت پولم را روی آن سرمایه‌گذاری کردم. اگر تحقیقات بیشتری انجام داده بودم و به تغییرات اعمال شده توجه بیشتری کرده بودم، می‌توانستم این موضوع را پیش‌بینی کنم، بیشتر پرس‌و‌جو می‌کردم و با اطلاعات بیشتری وارد مسابقه می‌شدم”.

در بازاریابی فرصت استراحت وجود ندارد. خوب پیش رفتن کارها در گذشته لزوما به این معنا نیست که در آینده هم همانطور خواهد شد. پس همه چیز را خوب بررسی کنید.

می‌بینید؟ این افرادِ باهوش، برندگان یک کمپین بازاریابی و صاحبان کسب‌و‌کارهای موفقی هستند، اما درست مثل همه‌ی ما دچار اشتباه شده‌اند.

برگرفته از: www.entrepreneur.com

دیدگاه‌ها

دیدگاه شما چیست؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

Back To Top